ای طبع سازوار چه کردم تو را چه بود

در تمام افعال فارسی، اگر یک فعل بیانگر اکنونم باشد، همین فعل ژکیدن است.

ژکیدن: با خویش دمدمه کردن از دلتنگی، در خود همی تنیدن و همی گفتن نرم نرم به تندی و خشم‌آلودگی.

 

4 نظرات
  1. نسرین می گوید

    ژکیدن رو تو تاریخ بیهقی زیاد دیدم. اونجاهایی که بوسهل زوزنی همش می‌ژکد و زیر لب غرولند می‌کند.
    امیدوارم زودی خلاص بشی از این احساسات آزار دهنده.

    1. آقاگل می گوید

      امیدوارم زودتری تمام بشه و خلاص بشم از این حال و اوضاع.
      ممنونم ازت.

  2. لیلا می گوید

    چه واژه عجیب غریبی …

    1. آقاگل می گوید

      غریب. غریب.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.