بگذارید فایل‌ها را دانلود کنیم؛ حق مالکیت در فضای مجازی

یک سوالی که این روزها ذهنم را مشغول کرده، این حق مالکیت در فضای مجازی است. برای اینکه بحثم را بهتر جلو ببرم، با یک مثال از زیست حقیقی شروع می‌کنم. و خب چه چیزی ملموس‌تر از کتاب؟

مادربزرگم یک اصطلاح بانمکی برای این‌طور مواقع دارد. برای چه‌طور مواقعی؟ مواقعی که با دست خود کتابی را به دوست و آشنایی قرض می‌دهید و دیگر پیدایش نمی‌کنید. به این‌طور امانت دادن‌ها اصطلاحاً می‌گوید: «قرض پس‌نده». یعنی قرضی که قرار نیست دیگر به دستت برگردد. خلاصه این قرض دادن یا ندادن کتاب‌ها همیشه باعث دردسر بوده است. تا سر دردودلم باز نشده، برگردم سراغ بحث اصلی.

مسئله این است که وقتی کتابی را خریداری می‌کنیم، مالک آن کتاب ما هستیم. پس می‌توانیم تصمیم بگیریم آن را به کسی قرض بدهیم یا نه. امانت بدهیم یا نه. این جدا از بحث حق مالکیت اثر است. درحالی که روی صفحه اول همه‌ی کتاب‌ها نوشته شده: «تمامی حقوق این اثر برای نشر فلان محفوظ بوده. هرگونه تکثیر جزئی یا کلی اثر، به هر عنوان، بدون اجازه‌‌ی مکتوب ناشر ممنوع است.»

خب اگر بخواهیم مته به خشخاش بگذاریم، امانت دادن کتاب هم به نوعی تضییع کردن حقوق ناشر و حق مالکیت است. چرا؟ چون نویسنده و ناشر برای تولید این محتوای مکتوب زحمت بسیاری کشیده‌اند. و حال اگر کتابم را به دوستم قرض ندهم، فرض بر این است که او برای خرید کتاب اقدام خواهد کرد. پس امانت دادن کتاب از طرف من به معنای وارد آوردن ضرر مالی به ناشر است. که خب فکر می‌کنم این مته‌ی به خشخاش گذاشته شده، از اساس یک استدلال منحرف‌کننده است. باز چرا؟ چون دوست من صرف یک معرفی قرار نیست کتاب را بخرد. درواقع از اول نیازی به آن کتاب نداشته است. کسی هم که نیازی به چیزی نداشته باشد دلیل هم ندارد هزینه‌‌ای برای آن بپردازد. درنتیجه وقتی خرید و فروشی این وسط جریان نداشته باشد، ناشر نه ضرری کرده و نه سودی. پس عملاً اینکه کتابم را به دوستم امانت بدهم، ضرری (چه مادی و چه معنوی) به ناشر وارد نمی‌کند. حالا برای کتاب این مثال را زدم. شما کتاب را بردار و جایش مثلاً بنویس آچار شلاقی! بازهم فرقی نمی‌کند.

حالا بحثم این است که توی فضای مجازی این قضیه چطوری‌هاست؟ باز مثال را از دنیای کتاب شروع کنم. احتمالاً با طاقچه و فیدیبو آشنایی دارید. خودم تقریباً یک سالی می‌شود که از فیدیبو و طاقچه استفاده می‌کنم. گهگاه کتاب‌هایی که نیاز دارم را از این دو پیدا می‌کنم و می‌خوانم. اما هنوز توی کتم نرفته که چرا وقتی پول یک کتاب را پرداخت کرده‌ام، نباید مالک حقیقی آن باشم؟

به زبان ساده، تکلیف این کتاب‌های خریداری شده در طاقچه و فیدیبو چیست؟ اگر من مالک حقیقی آن‌ها هستم، چرا نمی‌توانم و حق ندارم آن را به دوستم امانت دهم؟ چه تفاوت بارزی بین این کتاب الکترونیک و کتاب کاغذی وجود دارد؟ اگر استدلال بالا صحیح است، خب برای این کتاب‌های الکترونیکی هم باید صحیح باشد. و اگر فکر می‌کنید صحیح نیست، خب این‌جا پای یک استاندارد دوگانه به میان می‌آید. مشکل بعدی هم اینکه: چه تضمینی وجود دارد فرداروزی طاقچه و فیدیبو هوا نشوند؟ و اگر هوا شدند، تکلیف کتاب‌های ما چیست؟ چه بلایی سرشان می‌آید؟

البته که بحثم فراتر از دنیای کتاب‌هاست. راستش چند روز پیش یک دوره‌ی آموزشی آنلاین را خریداری کرده بودیم. قرار بود از این دوره جهت آموزش یک گروه شش نفره بهره ببریم. اما! اما مشکل این بود که سایت فروشنده فایل‌هایش را رمزگذاری کرده است. به نحوی که فقط و فقط یک کاربر حق استفاده از آن را داشته باشد. باز اینجاست که اوضاع کتم بحرانی می‌شود و توی کتم نمی‌رود که من مالک این فایل‌های خریداری شده نیستم!

می‌فهمم که تولید محتوا سخت است. می‌فهمم چقدر زحمت پشت این آموزش‌ها بوده و این حق فروشنده است که به فکر فروش و سود بیشتر باشد. می‌فهمم نگرانی‌های زیادی بابت حق کپی‌رایت پشت این تفکر خوابیده است. اما باز توی کتم نمی‌رود چطور نباید حق مالکیت این فایل‌ها را داشته باشم؟ اگر منِ خریدار هزینه‌های این فایل را پرداخت کرده‌ام (که برای دوره‌های آنلاین ماشالله کم هم نیست!) خب حق دارم مطابق میل خودم برایش تصمیم بگیرم. حق دارم در صورت دل‌خواه آن را به دوستم امانت بدهم. حق دارم این آموزش را برای یک جمع هفت، هشت نفره خریداری کرده و به صورت اشتراکی مورد استفاده قرار دهم.

راستش فکر می‌کنم توی این زمینه دچار یک استاندارد دوگانه هستیم. استاندارد دوگانه‌ای که می‌گوید امانت دادن آچار شلاقی اشکالی ندارد. امانت دادن کتابتان اشکالی ندارد؛ اما امانت دادن یک فایل الکترونیکی؟ حاشا و کلا!

16 نظرات
  1. نورا می گوید

    من یادمه یه موقعی یک نهضتی راه افتاده بود که «تف بر کتاب‌خانه‌های عمومی! این‌همه کتاب امانت ندهید، مردم باید خرید کنند.» و بعد هم انگار با وجود مقاومت کتاب‌خونه‎‌ها، چندتا از نویسنده‌ها (یا ناشرها، دقیقا یادم نمیاد.) کتاب‌هاشون رو از سطح کتاب‌خونه‌های شهرداری خریداری کردند و جمعشون کردن. و انگار بعد از چندوقت باعث شد که همون خرید اندکی هم که برای اون کتاب‌ها بوده و ناشر ازش راضی نبوده و تقصیر رو می‌انداخته گردن کتاب‌خونه‌های عمومی، با سر زمین بخوره و بعدش هم توبه کردند. یعنی در واقع اون‌ها فرصت شناختن کارشون رو از مخاطبشون گرفتن. مثال می‌زنم. دوره‌ی پایتونی که من توی مکتب‌خونه گذروندم، دوره‌ی نسبتا گرونی به حساب می‌اومد و من هرگز قصد نداشتم بگذرونمش و حتی مدرکش هم اونقدر برام اهمیت نداشت و ترجیح می‌دادم از محتوای رایگان و بدون بازخورد یوتیوب استفاده کنم. به هرحال دوستم، اکانت و رمزش رو داد دستم و من چندوقتی، این‌طوری گذروندم تا این که احساس کردم خوبه که ازش استفاده کنم و خریدمش. این هم البته نوعی امانت دادن غیرقانونی بود. ولی حرفم اینه که در مقیاس کلان‌تر، احتمالا امانت‌ دادن‌ها به نفع فروشنده تموم می‌شه و شاید ده‌تا، صدتا یا حتی هزار مورد عدم اشتیاق ضررش بیشتر از نقع کلی قضیه نخواهد بود.
    از طرفی کلا کالای فرهنگی و بدتر از اون فضای مجازی، چون حساب و کتاب درست و حسابی‌ای براش وجود نداره، انگار خیلی هم بازار نظریه‌پردازهاش هم هرکی هرکیه. یعنی شاید یک قانون کپی رایت درست و حسابی و البته درک تمام شرایطی که ممکنه وجود داشته باشه، باعث بشه که حقوق افراد بیشتر حفظ بشه. چیزی شبیه اکانت‌های ۳۶۰درجه مایکروسافت که مالکیت‌های مشخص و متفاوتی براساس خرید افراد وجود داره.
    به هرحال، باید برای این موارد و قوانین حاکم بر اون، صبر کنیم تا بیشتر جا بیفته و موضوع دور از ذهنی نباشه. این هم احتمالا فقط با گذر زمان ممکنه.

    1. آقاگل می گوید

      یک لینکی گذاشته بودم توی وبلاگ. «بگذارید کتاب‌ها را دانلود کنیم.» فکر کنم همین رو هم سرچ کنی، پیداش می‌کنی.
      برای من همیشه این چالش وجود داره. اینکه باید کجای این مرز ایستاد؟ حق ناشر، حق تولیدمحتوا کننده، حق مصرف کننده. این‌ها کجای قضیه و چطوری تعریف میشن؟ لااقل توی ایران که خیلی عقبیم. بیرون از ایران هم فکر نکنم خیلی وضعیت متفاوت باشه.

  2. نسرین می گوید

    یادمه چند سال پیش بلاگری به اسم هاتف که ساکن خارج از کشور بود، به بحث مالکیت تو طاقچه پرداخته بود(یادم نمیاد فیدیبو هم اون موقع فعال بود یا نه) ولی اون موقع چون از طاقچه استفاده نمی‌کردم خیلی پستش رو جدی نگرفتم. ولی خب ته ته حرفش کاملا درست بود.
    چرا وقتی پولی می‌پردازیم نمی‌تونیم تو بستری غیر از خود طاقچه ازش استفاده کنیم؟!
    جالبه که گاهی سود فروش این کتاب‌های الکترونیک به خود ناشر یا نویسنده هم نمی‌رسه:)

    1. آقاگل می گوید

      برای من هم این مسئله حل نشده هنوز. نمی‌فهمم چرا وقتی پول حق استفاده از چیزی رو پرداخت می‌کنم، باز این تولیدکننده است که داره برای من تعیین تکلیف می‌کنه.

  3. نجمه می گوید

    سلام
    اون قسمتی که میخواهید استاندارد اول را جابندازید یه نکته ای به ذهنم رسید
    بخشی از کتابهایی که ما می خریم کتابهای آموزشی کمک آموزشی اند و کی گفته که صرفا با یک معرفی فرد به خرید اون کتاب رونمیاره؟ (اگر از راه دیگه ای به کتاب دست پیدا نکنه)

    1. آقاگل می گوید

      سلام.
      کتاب‌های کمک آموزشی که تازه وضعشون مشخص‌تره. مافیایی که سر این کتاب‌های کنکور شکل گرفته هیچ جایی نیست. کاغذ گرون شده؟ درست. اما چرا قیمت یک کتاب کنکور ۲۰۰ صفحه‌ای سه برابر قیمت یک کتاب عمومی ۲۰۰ صفحه‌ای هست؟
      دروغ چرا، هرچقدر سر رعایت حق مولف و ناشر سر کتاب‌های عمومی حساس هستم و بودم، سر کتاب‌های آموزشی و کمک آموزشی هیچ وقت این‌طور نبودم. درست یا غلط.

  4. دُردانه می گوید

    به‌نظرم دلیلش اینه که وقتی کتاب چاپی و آچار رو امانت می‌دی نهایتش به یکی دو نفر امانت می‌دی و در طول سال هم معمولاً دو سه بار میشه این کارو انجام داد، ولی وقتی فایل رو امانت! می‌دی بی‌نهایت بار و به بی‌نهایت فرد امانت می‌دی. فرقشون در اینه.

    1. آقاگل می گوید

      استدلال خوبی آوردی.
      می‌تونیم بهش فکر کنیم.
      نمی‌دونم. شاید درست بگی.

  5. محمدعلی می گوید

    دقیقا. منم چند وقت پیش، توی دوراهی مشابهی بودم. خونه من نزدیک کتابخونه‌ست. یه کتابی رو لازم داشتم که پی‌دی‌اف رایگانش هم توی اینترنت بود. من همیشه عضو کتابخونه‌ها هستم. با خودم فکر می‌کردم چه فرقی می‌کنه من تا کتابخونه برم و اون رو امانت بگیرم یا همینجا از روی پی‌دی‌اف بخونم. فکر کنم مشابه بود وضعیتم :))

    @دردانه
    در حالت تئوری، امانت فیزیکی هم می‌تونه بی‌نهایت دست بچرخه، اگه فرد امانت‌دار نباشه. من بدم دوستم. دوستم بده مامانش. مامانش بده عمه‌خانم. عمه‌خانم بده اقدس خانم. اقدس خانم بده شوهرش. شوهرش بده به احمدآقا. احمدآقا هم توی سفر توی لابی هتل جا بذاره. صاحب هتل بده کتابخونه و… :)) دیگه بستگی داره طرف چقدر امانت‌دار باشه.

    1. آقاگل می گوید

      سرچ کن توی نت مقاله «بگذارید کتاب‌ها را دانلود کنیم» رو پیدا کن و بخون. اونم تقریباً همین حرف تو رو می‌زنه. اینکه چرا دچار یک استاندارد دوگانه‌ هستیم سر این؟ مقاله خوبیه.

  6. خورشید می گوید

    شما وقتی هزینه‌ی یک کتاب رو می‌دی، فقط حق مالکیت همون یک دونه کتاب به شما داده می‌شه و حتی برای استفاده از محتواش در یک اثر دیگه شما باید با ناشر یا نویسنده وارد مذاکره بشی.
    در نسخه‌ی فیزیکی اگه شما کتابت رو به کسی بدی، اون یک نسخه کتاب دست طرف مقابله و دیگه تو نداریش. هراتفاقی هم بیفته، اگر به قول محمدعلی بین صدنفر هم بچرخه، همون یک نسخه منتقل می‌شه و این‌طور نیست که یک کپی ازش دست همه‌ی این آدم‌ها بمونه. این خیلی مسئله‌ی مهمیه به نظرم.
    مثلاً اگر اتفاق قرض‌دادن بخواد بیفته برای یک محتوای الکترونیکی، شاید این‌طور باشه که شما یک مدت زمان مشخص تعیین کنی و در اون زمان دسترسی به اون فایل به شخص دیگه‌ای منتقل بشه و شما دیگه نمی‌تونی ازش استفاده کنی و بعد از اون زمان اون طرف دیگه نتونه ازش استفاده کنه.
    در امانت‌گرفتن از کتاب‌خونه هم مسئله همینه. موقتاً برای دو هفته شما یک نسخه‌ی کتاب رو در اختیار داری و بعد باید پسش بدی. خودتون رو گول نزنید با pdf خوندن.
    درباره‌ی این‌که چرا نمی‌شه خارج از بستر کتاب‌خوان‌ها ازش استفاده کرد، نمی‌دونم چرا انقدر مهمه براتون. اگر قضیه اینه که شاید یک روز خراب بشن این‌ها و کتاب‌های ما چی می‌شه، خب ممکنه خونه‌ی شما آتیش بگیره یک روز و کتاب‌هات همه بسوزه. حداقل در این بستر، کسی که از محتوای تو نگهداری می‌کنه، مسئولیت محافظتش رو قبول کرده و اتفاقی هم اگر بیفته قابل شکایت و پیگیری و بازپس‌گرفتن فایل‌هاست.

    این مسئله‌ی مالکیت محتوا خیلی مهمه برای من و البته خیلی آسونه راه دررو پیداکردن. اگر ما خودمون رو ملزم به تعهد ندونیم احتمالاً هیچ‌وقت هم مجبور به جواب‌دادن براش نباشیم ولی قضیه خیلی بیشتر از اینه که «تولید محتوا سخته و زحمت زیادی کشیده‌ند»، مستقیم در ارتباطه با تولید دانش و زندگی خیل زیادی پژوهشگر که همه‌طرف براشون بن‌بسته. حداقل این‌جا می‌تونیم یک راه تنفسی بهشون بدیم.

    1. آقاگل می گوید

      بخشی از حرفت هم‌سو با دردانه است و گفتم که می‌تونه استدلال خوبی باشه و تا حد زیادی قابل قبول. باید بهش فکر کنم و حس می‌کنم حرفتون صحیحه.
      اما درباره‌ی اینکه خب شاید خونه شما هم آتیش بگیره، این دیگه مغلطه است. برنامه‌های کتابخوان عملاً دارن محدودیت ایجاد می‌کنن برای منِ خواننده و به شخصه از محدود شدن خوشم نمیاد. حالا البته وضع طاقچه خیلی هم بد نیست و امکانات کاربری نسبتاً خوبی داره. اما در کنارش کافیه سرچ کنی و برنامه‌های کتابخوان دیگری پیدا کنی، با کلی امکانات کاربری بهتر و بیشتر. حرف اینه که من دارم حق مولف و حق ناشر رو می‌پردازم و فایل یک کتابی رو می‌خرم. پس باید آزاد باشم که هرشکلی که خواستم ازش استفاده کنم. اینکه بهم بگن باید این شکلی و با این برنامه فقط بخونیش، این محدود کردن‌ها مثل یک تار مویی هست که رفته توی لباست و هی پشتت رو اذیت می‌کنه!
      .
      درباره‌ی بحث مالکیت محتوا و اهمیتش باهات هم عقیده‌ام.

  7. محمدعلی می گوید

    @خورشید
    درباره اینکه امانت فیزیکی فقط یک نسخه است، خیلی نکته خوبی رو اشاره کردی. اگه بشه پلتفرمی رو فراهم کرد که فایل الکترونیکی رو هم به همین شکل امانت داد، که توی اون مدت خودم به فایل دسترسی نداشته باشم، خیلی خوبه باز هم.

    درباره کتابخونه و گول زدن با پی‌دی‌اف راستش هنوز قانع نشدم. نه چون می‌خوام راه دررو پیدا کنم یا حقوق مولف/ناشر برام مهم نیست و… . نه واقعا. اما من بیش‌تر کتاب‌هایی که خوندم از طریق کتابخونه بوده و کاملا با روالش آشنام. اگه کتابی رو در طول دو هفته کسی رزرو نکنه، تو می‌تونی بارها تمدیدش کنی. من همین الان کتابی رو سه ماهه دارم و کسی هم خواهانش نبوده. پس محدودیت زمانی که بین پی‌دی‌اف و کتاب امانتی کتابخونه قائل شدی، واقعا برای من کم‌رنگه! چون می‌دونم کتابخونه‌ها برای خیلی از کتاب‌هاشون مشتری ندارن! و واقعا نه چون می‌خوام دور بزنم یا گول بزنم، ولی واسم هنوز روشن نیست که امانت گرفتن از کتابخونه و خوندن پی‌دی‌اف فرق‌شون چیه.

  8. خورشید می گوید

    @محمدعلی
    اون قسمت pdf رو مستقیم با شما نبودم، چون خیلی رایجه و عادی شده انگار، کلی گفتم.
    و فرقش در همون مالکیته. مهم نیست که چندبار تمدید بکنی، به هرحال در یک زمان تعیین شده و مطابق یک قانون اون نسخه‌ی کتاب در اختیار توئه و بعدش نیست. نسخه‌ی pdf تا هروقت که پاکش کنی مال توئه به شکل غیرقانونی.
    حتی تو اگر بیای بگی من فایلی رو دانلود می‌کنم و دو هفته ازش استفاده می‌کنم مثل کتاب‌خونه و بعد پاکش می‌کنم، این یک مدل قانونی نیست که ما بتونیم مطمئن بشیم همه ازش پیروی می‌کنند. و اهمیت داره در چارچوب قانون رفتارکردن، چون صاحب اثر باید فرصت احقاق حق داشته باشه. خواننده‌ی کتاب شاید به طرف خودش فکر کنه و بگه برای من که فرقی نداره ولی اگه من صاحب اثرم و کتاب من رو pdf کرده‌ند و گذاشته‌ند برای دانلود، من نمی‌تونم برم تک‌تک اون‌هایی که فایل رو دانلود کرده‌ند و حالا غیرقانونی مالکش هستند پیدا کنم و حقم رو بگیرم.

  9. خورشید می گوید

    نکته‌ی دیگه این‌که امانت اثر، تشویق‌کننده‌ست و تأثیر داره روی اقبال از کتاب. من پژوهشگرم، کتابی رو امانت می‌گیرم برای کاری و می‌بینم به دردم می‌خوره، می‌رم یک نسخه برای خودم می‌خرم. اصلاً همین‌که تو دوهفته یک‌بار باید هی تمدید کنی و محدودیت زمانی‌ای که وجود داره، خیلی وقت‌ها باعث می‌شه آدم‌های زیادی اگه کتابی رو برای مدت طولانی می‌خوان، برن برای خودشون بخرند. یک وقت‌هایی کتابی که می‌خوای رو کتاب‌خونه نداره و لازم داری و می‌ری بخری. کتاب‌های چاپ اول ناشر حساب می‌کنه روی فروشش چون جای دیگه نیست‌. اگر تو دسترسی نداشته باشی به نسخه‌های غیرقانونی، مجبور می‌شی اگه کتابی رو می‌خوای، سهم صاحب اثر رو بدی. و این توقع زیادی نیست.
    فایل‌های غیرقانونی اما اطمینان بهت می‌دن که همیشه هستند و راحت در دسترس‌اند. آدم می‌تونه یک فایلی که الآن فکر می‌کنه ممکنه بخواد بخونه نگه‌ داره یک گوشه که شش ماه بعد بره سراغش استفاده کنه. راه‌هایی که ممکنه مخاطب رو برسونه به خرید یک کتاب، نسخه‌ی غیرقانونی راحت پرش می‌کنه و مخاطب حس می‌کنه بی‌نیازه از این‌که سهم صاحب اثر رو بهش بده. خیلی مسمومه.

  10. محمدعلی می گوید

    @خورشید
    درسته خطاب به من نبودی یا کلی گفتی، ولی حس کردم قانع‌کننده نیست در موقعیتی که گفتم و واقعا دوست داشتم فرق‌شون رو بدونم. وگرنه من از نسخه غیرقانونی که حمایت نمی‌کنم. کتاب چاپ اول یا به‌روز هم که نسخه پی‌دی‌افش این‌قدر سریع درنمیاد. یا حداقل من هیچ‌وقت برام پیش نیومده دنبالش باشم. ولی نکته خوبی بود که «مهمه در چارچوب قانون رفتار کردن». من با اینکه خودم حق نویسنده و ناشر برام مهم بوده، ولی بحث کتابخونه رو نمی‌فهمیدم که چه فرقی داره بین امانت و پی‌دی‌اف، در حالیکه جفت‌ش یکسان به نظر می‌رسه با توصیفی که از شرایط تمدید گفتم. من کتابی بوده که بیش از یک‌سال از کتابخونه امانت داشتم و هیشکی هم سراغش رو نمی‌گرفت! واقعا وضعیت روشنی نیست و چندان هم ساده نیست درکش. ولی اشاره به مسیر قانونی، اشاره دقیقی بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.