روزنوشت

 امروز عصر که ایمیل گودریدز آمد و دعوتم کرده بود به چالش کتابخوانی ۲۰۲۱، به این فکر کردم که در یک سال گذشته چقدر کتاب خوانده‌ام؟ چند جلد؟ و صادقانه بگویم، یادم نیامد. (و البته بازهم اگر صادق باشم، باید اعتراف کنم زیاد هم نبوده است.) خیلی وقت بود که سری به گودریدز نزده بودم و کتابی هم اگر می‌خواندم، از حوصله‌ام خارج بود که به گودریدز اضافه‌اش کنم. 

بحثم البته گودریدز نیست. دارم به یک سال گذشته فکر می‌کنم. به این ۲۰۲۰ لعنتی. دارم فکر می‌کنم امسال چه فرصت خوبی بود برای کتاب خواندن. برای سفر رفتن، برای فیلم دیدن، برای پیش خانواده بودن، برای تماشای فوتبال و برای خیلی کارهای دیگر.

و من در این یک سال کمتر از گذشته خوانده‌ام. کمتر از گذشته سفر رفته‌ام. فیلم هم که یا فرصت دیدنش را نداشته‌ام و یا نهایت انتخابم سریال‌های طنز بیست دقیقه‌ای بوده است. درباره‌ی فوتبال دیدن هم بهتر است حرف نزنم، وقتی فوتبال‌هایم محدود شده به چند بازی خاص و آن هم اگر دل و حوصله‌اش باشد. خانه و خانواده را هم که سرجمع کمتر از دو یا سه هفته دیده‌ام. تازه این وضع من بوده که کار رسمی ندارم و مدت‌هاست به صورت فریلنسری کار می‌کنم. آدم‎های دوروبرم که بماند.

نمی‌فهمم این یک سال گذشته چطور سپری شده است. انگار یک نفر لااقل ده ماه از دوازده ماه سال را دزدیده باشد. انگار که روزهای سال آب رفته باشد. یا اینکه گناه کبیره‌ای مرتکب شده باشیم و خدایان برکت را از وقت و زمان‌مان گرفته باشند. قصد نق زدن ندارم. اما با هر زاویه‌ای که به ۲۰۲۰ نگاه می‌کم، چیز راضی کننده‌ای نمی‌بینم. البته یک سری تغییرات شخصیتی و شغلی را در این مدت تجربه‌ کرده‌ام؛ که بد نبوده. اما حساب و کتاب آن‌ها را دوست دارم بگذارم برای سال تحویل خودمان. 

امشب دارم به ۲۰۲۱ فکر می‌کنم. به چیزهایی که دوست دارم به آن‌ها برسم. کتاب‌هایی که دوست دارم بخوانم. فیلم‌هایی که دوست دارم ببینم. فوتبال‌هایی که دوست دارم دنبال کنم. سفرهایی که باید بروم. داستان‌هایی که باید بنویسم. دوست دارم ۲۰۲۱ برایم پر از تجربه‌های فردی و جمعی باشد. پر از چیزهایی که سال‌هاست برایشان برنامه‌ریزی‌ کرده‌ام. راستش از همین‌ امروز برایش روزشمار گذاشته‌ام و سعی می‌کنم هرماه یک بار قدم‌هایی که پیش رفته‌ام را بازنگری کنم. به این امید که شاید، شاید سال دیگر، در دومین روز از اولین ماه سال نیایم و غرغر نکنم که: انگار یک نفر ده ماه از دوازده ماه سالم را دزدیده است.

20 نظرات
  1. نسرین می گوید

    فرصت زندگی کردن ازمون دریغ شد این یک سال

    1. آقاگل می گوید

      یک سال از زندگی رو نیست کردن اصلاً.

  2. میماجیل می گوید

    سلام.
    و عجیب اینه که هر سال از سالِ قبل تندتر می‌گذره انگار و ترمزِ جمعی نداره احتمالن، به صورت فردی شاید بشه آرام‌تر گذروندش.

    1. آقاگل می گوید

      سلام.
      حتا به صورت فردی هم یک وقت‌هایی نمی‌شه سرعت این روزها رو کم کرد.
      می‌گذره. می‌گذره. مثل برق و باد.

  3. سیده فرفره می گوید

    چقدر خوب نوشتین🤦🏻‍♀️
    من یادمه فروردین اردیبهشت خیلی فعال بودم…انقدر فیلم دیدم که حد نداشت! کتاب هم خوندم ولی وقتی ترم جدید شروع شد روز به روز کارا زیاد شد و پیچید تو هم😅
    الان ۷ تا حدودا فیلم پیش بابا دارم…یسری هم پیش خواهر…دو سه تا کتاب نخونده که ترم تموم بشه در عرض دو سه هفته همه رو تموم میکنم.‌‌..واقعا دلم لک زده برای خوندن کتاب و فیلم دیدن بدون دغدغه کلاس و ژوژمان!

    1. آقاگل می گوید

      کاش فروردین، اردیبهشت گسترده می‌شد در تمام روزهای سال برات.. و البته امیدوارم تعطیلات بین دو ترم و بعد هم تعطیلات عید برات حسابی پربار باشه.
      🙂

  4. جانان می گوید

    سلام و درود آقاگل عزیز
    منم به نوبه‌ی خودم حلول سال ترسایی رو بهت تبریک میگم و امیدوارم امسال در همه‌ی زمینه‌ها سال نیکوتری برای تو و خانواده‌ات و تمامی هموطن‌هام باشه
    ب نظر من نه کسی روزها و ماه‌ها رو دزدیده و نه روزها آب رفته بلکه با پیشرفت تکنولوژی بنوعی سرعت زندگی بیشتر شده ،ک اونم بقولی 🙂 صد سال اولش سخته و بهش عادت میکنیم
    دو موضوع رو هم دلم میخاست خصوصی باهات درمیون بزارم ولی چون ظاهرن نمیشه اینجا درگوشی صحبت کرد ناچارن همینجا مینویسم ک پذیرش و انجامش دیگه ب خودت ربط داره عزیز
    ۱ ـ مثل همون وبلاگت یک صفحه‌ی جداگانه برای روزنگاری‌هات درست کن
    ۲ ـ این تائیدیه نظرات رو بردار لطفن

    اون مقاله هم ک دادی خوندم عالی بود و حیفه ک اینجا نذاری‌ش

    سلامتی و شادیت آرزومه

    1. آقاگل می گوید

      سلام و ارادتمند.
      با اینکه زندگی‌هامون سرعت بیشتری پیدا کرده موافقم. به قولی برکت از وقت و زمان‌مون رفته. شب میشه، صبح میشه. شب میشه. صبح میشه.
      .
      این بخش کامنت خصوصی و تاییدیه نظرات رو هم درست می‌کنم حتمن. ممنون که گفتی.
      از اتفاق داشتم به همین مسئله هم فکر می‌کردم. به اینکه صفحه‌ای برای این روزانه نویسی‌ها بسازم. به جای اینکه جدا جدا پست کنم، همه‌ روزانه‌ها یک‌جا باشه.
      ممنون که خواندی و ممنون برای تأیید نظرتون. حتمن. حتمن. چرا که نه.

  5. هیچ می گوید

    بارها و به خیلیا این حرفو زدم اما حس می‌کنم جمله‌ای که می‌تونه حسمو درست بیان کنه همینه که «ظلمه اگه امسال رو، یعنی سال ۲۰۲۰ و ۱۳۹۹ رو، جزو عمرمون حساب کنن» ما این سال رو زندگی نکردیم/نمی‌کنیم، صرفاً تلاش می‌کنیم زنده بمونیم…
    اون ترانهٔ سال ۲۰۰۰ داریوش چقدر به ۲۰۲۰ میاد…

    1. آقاگل می گوید

      آره واقعاً.
      روزها و شب‌ها در تلاش بودیم که نانی به کف آریم و به غفلت بخوریم تا بلکه زنده بمونیم. بیرون نریم و مراقب باشیم که بیمار نشیم. درها رو به روی خودمون ببندیم که از غصه دق نکنیم.
      من یاد آهنگ هایده می‌افتم که می‌گفت: سال سال این چند سال، امسال پارسال پیارسال، هرسال میگیم دریغ از پارسال. امیدوارم سال بعد با این متر و معیار جلو نره که بگیم صد رحمت به ۲۰۲۰!

  6. حانیه می گوید

    من واقعا دلم نمیخواد امسال رو جزء سال های عمرم حساب کنن چون خیلی زود دارن میرن روزها و واقعا نمیشه جلوشون رو گرفت و حتی لذت روزهاش رو نبردیم…
    هعییی آقا گل، هعییی…

    1. آقاگل می گوید

      من میگم یک امسال رو از همه چیزش فاکتور بگیریم. فکر کنیم به جای ۲۹ سال هنوز ۲۸ ساله‌ایم. البته تو با سن خودت این کار رو بکن. 🙂

  7. ثریا شیری می گوید

    واقعا حیف عمرمون. حقمون نبود.

    1. آقاگل می گوید

      نمی‌دونم.
      شاید آره، شاید نه.
      نمی‌دونم.
      شاید واقعاً کارهایی در گذشته‌ها کردیم که طبیعت گفته حالا بهتون نشون میدم رئیس کیه.

  8. حورا می گوید

    من فکر می‌کردم ۹۹ قراره طور دیگه‌ای برام باشه! یا باید بگم از ۹۹ طور دیگه‌ای انتظار داشتم. ۹۹ داره تموم میشه و من اصلا نمی‌دونم چطور گذشت!

    1. آقاگل می گوید

      آره واقعاً.
      اون‌جایی که شاعر می‌گه: دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور. سال ۹۹ و ۲۰۲۰ دقیقاً اکسترمم مطلق این نمودار دوران بودن.

  9. فرشته می گوید

    وقتی به ۲۰۲۰ فکر‌ میکنم دلم میخواد برم یه تیر بزنم تو سر اونهایی که در ابتدای سال ما رو با دوتا ۲۰ خفه کرده بودن و هی نشونه‌های مختلف ازش در می‌اوردن؛ قبلش هم بهشون بگم به پاس اعداد شانس و سال تاریخیتون که دنیا رو به فنا داد -_-

    1. آقاگل می گوید

      :))))))

  10. گلاویژ می گوید

    امسال اولین سالی بود که توی چالش گودریدز شرکت نکردم، فعلا منتظرم ببینم موضع ۲۰۲۱ چیه:/

    1. آقاگل می گوید

      به قول خانم هایده: سال سال این چند سال، امسال پارسال پیرارسال، هرسال میگیم دریغ از پارسال. 🙂
      خلاصه بعید می‌دونم موضع ۲۰۲۱ هم چیز متفاوتی باشه.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.