من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه

حالا که پنجشنبه شب است و حالم خوب، اما خسته، پس یک امشب را با این آهنگ سر کنید. اول بار این آهنگ را با صدای گوگوش شنیده بودم. اما با صدای شماعی‌زاده دوست‌ترش دارم. دلچسب و شنیدنی است.

2 نظرات
  1. نسرین می گوید

    صبح‌ها ساعت شیش بیدار می‌شم. خیلی وقت‌ها به زنگ موبایل هم نمی‌رسم و خودم زودتر بلد می‌شم. بعد از نماز، این آهنگ رو پلی می‌کنم و مشغول آماده کردن صبحانه می‌شم. پر کردن فلاسک و برداشتن پنیر و شاید هم درست کردن نیمرو.
    بعد از خانه می‌زنم بیرون و این آهنگ همچنان پلی می‌شود. نان داغ را می‌خرم و می‌گذارم توی کیفم و سر کوچه منتظر آقای شین می‌ایستم.
    همیشه دیر می‌رسد. همیشه اس‌ام‌اس می‌دهد که من تا فلان دقیقه دیگر می‌رسم و من اغلب زودتر رسیده‌ام و آنجا به عبور ماشین‌ها نگاه می‌کنم.

    1. آقاگل می گوید

      همین یک پاراگرافی که نوشتی چقدر داستانی بود. 🙂
      خیلی خوب می‌نویسی نسرین. هم پست‌هایی که تازگیا دارم می‌خونم و هم کامنت‌هات صد لول از من بالاتره. حسودیم میشه بهت.
      امیدوارم امروز آقای شین سر وقت اومده باشه. 🙂

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.