کمال‌ نایافتگی: قدرت اسطوره

صبح یاد جوزف کمبل و کتاب قدرت اسطوره‌اش افتادم. این بخشش را بخوانید اگر دوست داشتید:

آنچه دوست داشتنی است، کمال نایافتگی‌های زندگی است. آیا کودکان به این دلیل دوست داشتنی نیستند که مرتب بر زمین می‌افتند؟ آیا والت دیزنی هنگامی که هفت کوتوله را می‌ساخت این را نمی‌دانست؟ و این سگ‌های کوچک و بامزه‌ای که مردم دارند، آیا به این دلیل دوست داشتنی نیستند که تا این حد ناقصند؟

آن نکته اصلی، آن چیزی که بشریت نامیده می‌شود و شما را به هیأت انسان در می‌آورد، نه موجودی ماوراءطبیعی و نامیرا، همان چیزی است که دوست داشتنی است. به همین دلیل است که عشق به خدا برای مردم بسیار دشوار است؛ زیرا در آنجا خبری از کمال نایافتگی نیست. شاید در شما نوعی حس احترام پدید آید، اما این عشق واقعی نیست. مسیح بر صلیب است که دوست داشتنی می‌شود.

 

پ.ن۱: تصویر شاخص، تصویر همان پنالتی معروف باجو است. مصداقی از کمال‌نایافتگی از دید منِ نویسنده.

پ.ن۲: فعلاً چیز دیگری برای اضافه کردن ندارم. شاید در ادامه روز آمدم و روزانه‌ی امروز را ادامه دادم، شاید هم نه.

2 نظرات
  1. نسرین می گوید

    کاش توضیح بیشتری داشت…

    1. آقاگل می گوید

      بعدها بیشتر ازش می‌نویسم.
      حالا تقلبی بود از روی متن کتاب، برای ناتمام نماندن هدف نوشتن. 🙂

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.