گربه‌ی شرودینگر | بودن یا نبودن، مسئله این است

از بین تمامی مباحث فیزیکی این آزمایش گربه‌ی شرودینگر را بیشتر از بقیه دوست دارم. گاهی فکر می‌کنم وضعیت ما چیزی شبیه همین گربه‌ی بخت‌برگشته است. توضیح می‌دهم قضیه چیست:

ما یک جعبه‌ی دربسته، یک شیشه‌ گاز سیانور، مقداری مواد پرتوزا و یک حسگر مواد پرتوزا داریم. ویژگی مواد پرتوزا این است که به صورت نامنظم تابش می‌کنند و به همین خاطر برایشان یک نیمه‌عمری در نظر می‌گیرند. تعریف نیمه‌عمر هم تعریف ساده‌ای است. مدت زمانی که طول می‌کشد تا مقدار یک ماده پرتوزا به نیمی از مقدار اولیه‌ی خودش برسد. بر اثر چه اتفاقی؟ بر اثر همین واکنش‌های پرتوزایی. خب با این مواد ساده برویم به سراغ آزمایش شرودینگر.

در مرحله اول باید یک ستاپ آزمایش بسازیم. شیشه‌ی سیانور را توی جعبه قرار می‌دهیم و چکش را طوری تنظیم می‌کنیم که در صورت سقوط مستقیم بخورد روی سر شیشه و شیشه را بشکند. (شکستن شیشه باعث آزاد شدن گاز سیانور خواهد شد.) حالا باید چکش را وصل کنیم به حسگر ماده‌ی پرتوزا. (اینجا حسگر به مانند یک کلید قطع و وصل عمل می‌کند.) خب در مرحله آخر باید ماده پرتوزا را هم توی جعبه بگذاریم. همین. دستگاه اولیه‌ی ما آماده است و فقط مانده یک گربه‌ی ملوس که بگذاریمش توی جعبه.

فرض کنیم گربه را توی جعبه قرار می‌دهیم. در جعبه را می‌بندیم و از ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۰۱ منتظر می‌مانیم. حالا چه اتفاقی افتاده؟ اگر تابش مواد پرتوزا به حسگر رسیده باشد، حسگر فعال شده، چکش سقوط کرده، شیشه‌ی سیانور شکسته و در نتیجه گربه‌ی توی جعبه بر اثر گاز سیانور مرده است. اما اگر تابش مواد پرتوزا به حسگر نرسیده باشد، چکش سر جایش مانده و وقتی ما در جعبه را باز می‌کنیم، گربه‌ی ما صحیح و سالم همان‌جا نشسته. مسئله اینجاست که چون مواد پرتوزا نیمه‌ی عمر دارند، پس احتمال تابش ۵۰ درصد است. اما گربه‌ای که توی جعبه خوابیده، نمی‌تواند پنجاه درصد مرده باشد و پنجاه درصد زنده. گربه یا مرده است یا زنده و حد وسط ندارد. این‌جاست که یک لحظه، یعنی باز کردن درب جعبه می‌تواند احتمال را به یقین تبدیل کند.

راستش من هیچ‌وقت نفهمیدم نتیجه‌ای که از این آزمایش گرفته می‌شود چیست و به چه کاری می‌آید و اصلاً مکانیک کوانتوم قرار است چه چیزی را ثابت کند. اما خیلی وقت‌ها در موقعیت گربه‌ی شرودینگر قرار گرفته‌ام. موقعیتی از سر استیصال، که نمی‌دانید وقتی فلان کار را انجام دهید، مرده‌اید یا زنده. پیروزید یا مغلوب. هیچ حد وسطی هم برای چنین حالت‌هایی نیست. گمانم شما هم در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته باشید و وضعیت گربه‌ی شرودینگر را درک کرده باشید. خلاصه، این روزها در موقعیت گربه‌ی شرودینگر به سر می‌برم. تا چه شود به عاقبت.

همین.

4 نظرات
  1. امیلی می گوید

    گربه شرودینگر بودن چیز سختیه.
    +من اینو زیرمجموعه ی جهان موازی شنیده بودم. از این ازمایشای شهودی کننده ی قضیه اس.

    1. آقاگل می گوید

      یک دوست دیگری هم در توییتر این رو گفت. من راستش نمی‌دونستم گربه شرودینگر یک آزمایش شهودیه.

  2. میماجیل می گوید

    سلام.
    ممنون که بالأخره من رو از جهالت این آزمایش درآوردی و بالأخره می‌تونم بفهمم‌ش.
    روزگار سختیه نازنین. سخت : )

    1. آقاگل می گوید

      سلام.
      خوشحالم که توضیحاتم به نسبه خوب بوده پس.
      🙂

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.